۱۳۹۳ فروردین ۲۱, پنجشنبه

در غیاب اخبار فقر و گرانی در ایران


کمک غذایی 30 هزار تنی ایران به سوریه علاوه بر ماه می سال گذشته میلادی که ایران یک وام 3 میلیارد و 600 میلیون دلاری در قالب خط اعتباری به منظور خرید نفت سوریه و نیز حفظ ارزش پول ملی این کشور اختصاص داده بود.

رسانه ها در هفته های اخیر خبر داده اند ایران و روسیه به دنبال امضای قرار داد سالانه 20 میلیارد دلاری نفت در برابر کالا هستند. براساس این قرارداد ایران در مقابل صادرات 500 هزار بشکه ای نفت به روسیه، از این کشور کالا دریافت می کند.

این در حالی است که در حال حاضر مردم عادی شدیدا با تورم و فقر و گرانی وعوامل متعدد ایجاد شده ناشی از تحریمهای بین المللی در سالیان گذشته دست به گریبانند و قیمت مسکن در مرکز شهر تهران ک 1/7 از جمعیت کشور را داراست بالغ بر متری 50000000 ریال میباشد ک تقریبا 8 برابر حقوق ماهیانه یک کارگر است. 

مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن


مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن یکی از مراسمی بود که در ایران مقارن با بهار انجام می‌دادند. در روزگار ساسانیان بخاطر اجرای گاه‌شماری زرتشتی و عدم در نظر گرفتن سال کبیسه آغاز بهار با اول آذر ماه سال اوستایی مصادف بود. یکی از مراسمی که شهرتی بسیار داشت و جشن‌های کارناوالی را به یاد می‌آورد. موسوم بود به رکوب الکوسج یا کوسه برنشین. ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آورده است که در اولین روز بهار، مردی کوسه را بر خر می‌نشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادزن که خود را مرتب باد می‌زد اشعاری می‌خواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار می‌گرفت. آنچه از مردم می‌ستاند، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ می‌کرد، تعلق به خودش داشت. آنگاه اگر از عصر وی را می دیدند، مورد آزار و شتم قرار می‌دادند. ابوریحان می‌گوید در روزگار ما چنین رسمی در شیراز اجرا می‌شود.محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، نظیر شرح فوق را در برهان قاطع آورده است. مسعودی در کتاب مروج الذهب به این رسم اشاره کرده است. چنین رسمی میان اقوام و ملل گوناگون بر پا بوده و شکل‌های مختلف داشته است.
این رسم در روزگار ساسانی و دورهٔ اسلامی، توسط غلامان سیاه اجرا می‌شده که ملبس به لباس‌های رنگارنگ شده و با آرایش ویژه و لهجهٔ شکسته و خاصی که داشتند، دف و دایره می‌زدند و ترانه‌های نوروزی می‌خواندند. حاجی فیروز‌های امروزی که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب در می‌آورند، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوت که امروزه چون غلام و سیاهانی نیستند که چنین کنند، دیگران خود را سیاه کرده و به زی آنان آراسته و تقلیدشان می‌کنند.
منابع:
هاشم، رضی. گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان. تهران: انتشارات فروهر،1358
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B3%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86

جشن فروردینگان


به مناسبت 19 فروردين، جشن فروردينگان

فَروَردینگان یا فرودُگ یکی از جشن‌های ماهانهٔ زرتشتی است. روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردین‌ماه است. فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشت، آیین‌های سوگواری به اشکالی که می‌شناسیم، وجود ندارد، این مراسم به صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت می‌دهند.
جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه، مربوط به فروشی‌ها از آخرین گاهنبار شروع می‌شد. در دوران باستان، فروردگان جشن فروهرها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می‌شد. بعدها جشن همسپثمیدیه به یادبود آفرینش انسان تخصیص یافت. جشن‌های نوروزی و ماه فروردین با فروهرها پیوند خورده‌است، چون عقیده بر این است که در این ایام سال، فروهرها به زمین فرود می‌آیند و به خانه‌های سابق خویش می‌روند. پس مردم باید برای پیشواز آنان خانه را پاکیزه کنند، برای هدایت آنان آتش بیفروزند و در این روزها، بوی‌های خوش در آتش نهند و روان‌ها را ستایش کنند و اوستا بخوانند تا روان‌ها آسایش داشته باشند و با شادی و نشاط باشند و برکت ارزانی دارند. در این روزها، به هیچ کاری نباید دست زد، مگر انجام وظایف و کار نیک تا اینکه فروشی‌ها با رضایت خاطر به جای‌های خویش برگردند و خوبی بخواهند و در پایان جشن، روان‌ها را بدرود می‌گویند.
منابع:http://www.oshihan.org/Pages/Farvardingan.htm
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B4%D9%86_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86

۱۳۹۲ دی ۱۵, یکشنبه

جشن دیگان

دی یا دتوشو به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا بکار رفته است.در روزهای دی بآذر و دی بمهر و دی بدین (تقریبا با شروع دی ماه در تاریخ شمسی) جشن دیگان برگزار میشود که از همه مهمتر اورمزد و دی ماه است که در تاریخ ایرانیان به خرم روز شهرت داشته است و در این شب که پیش از بزرگترین شب سال بوده است پادشاه و حاکم با مردم دیدار عمومی داشته است.

۱۳۹۲ آذر ۱۵, جمعه

نلسون ماندلا اسطوره مبارزه مدنی درگذشت

مردی که در راه مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی سالهای زیادی از عمرش را در "حصر خانگی" گذراند درگذشت.
تاریخ او را فراموش نخواهد کرد.

عدم پخش نتایج نظرسنجی مناظره جمعه شبهای صدا و سیما برای چندمین بار

واقعا سخته که آدم بشینه پای برنامه های تلویزیون و آخرش متوجه این موضوع نشه که برنامه ها صد درصد در جهت تامین منافع یا منوییات یک جریان خاص و دکتر محمود برنامه ریزی و هدایت میشه! نمونه اش برنامه امشب مناظره که در مورد طرح شبنم بود و سردار ابویی که رییس پیشین ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و مدافع طرح شبنم و مخالف بارز دولت روحانی بود، در مقابل سایر طرفین و بالاخص رییس اتاق واردات ایران هیچ حرفی بجز شلوغ کاری و مهمل بافی نداشت ، مجری مشهور! حیدری از پخش نتایج نظرسنجی که به این نکته که با کدام یک از طرفین موافقید امتناع کرد و هیچ اشاره ای هم به اون نکرد. اتفاقی که برای چندمین بار رخ میده و میشه این طور ازش برداشت کرد که سردار مخاف وزارت فعلی صنایع احتمالا یک درصد هم در بین بیننده ها طرفدار نداشت.
سوال من از صدا و سیمای میلی اینه که شما که نمیخواید نتایج نظرسنجی رو پخش کنید پس واسه چی نظرسنجی گذاشتید؟

جشن آذرگان

روز آذر و ماه آذر برابر با سوم آذر در سالنمای زرتشتی جشنی در بزرگداشت آذر (آتش) یکی از چهار عنصر پاک و پاک کننده سه عنصر دیگر که هستی را تشکیل میدهند در ایران باستان برگزار میگردید که در این روز مردم با لباس پاک به نیایشگاهها (آدریانها) رفته و به پرستش دادار اهورامزدا میپرداختند.

۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه

جشن آبانگان

روز آبان و آبان ماه برابر با چهارم آبان برگزار میشود. آبان در ایران باستان به معنای آبها بوده است و ایرانیان در این روز با سرودن نیایش آب یکی از چهار ارکان آفرینش را می ستودند.

۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه

سر کاری

به این چند خبر توجه کنید:

- سازمان بهداشت جهانی در گزارش تکان دهنده ای اعلام کرد که در سال جدید
10 هزار و 600 ایرانی بر اثر آلودگی دچار مرگ زودرس خواهند شد.

- قتل های خانوادگی افزایش یافته اند.

- به ازای هر روز تاخیر در هر فاز پارس جنوبی، 20 میلیون دلار زیان مالی
به کشور وارد می شود.

- ناوگان فرسوده هوایی جان ایرانی ها را تهدید می کند. با یک درصد جمعیت
جهان، 30 درصد تلفات هوایی را داریم!

- سالانه 25 هزار نفر در تصادفات رانندگی کشته می شوند.

- شیوع ایدز از طرق جنسی در کشور رو به افزایش است.کارشناسان از سونامی
ایدز یاد می کنند.

- مصرف سیگار در ایران به مرز 60 میلیارد نخ در سال رسیده است. میزان مرگ
و میر ناشی از سیگار در کشور سالانه به 70 هزار نفر می رسد ؛ با استمرار
وضعیت حاضر، طی 20 سال آینده این رقم به 200 هزار نفر افزایش می یابد.

- رییس انجمن سرطان: روند افزایش سرطان های معده، ریه، مثانه، خون، سلسله
اعصاب مرکزی و مغز، هشدار دهنده است. سالانه 85 هزار ایرانی به سرطان
مبتلا می شوند و 36 هزار نفر دیگر بر اثر سرطان می میرند.

کارشناس سازمان بهداشت جهانی منطقه مدیترانه شرقی: افسردگی بالای 20 درصد
جمعیت کشور را درگیر کرده است./ دکتر احمد نوربالا استاد روانپزشکی
دانشگاه علوم پزشکی تهران: در آخرین بررسی به عمل آمده در سال 87 تعداد
مبتلایان به اختلالات روانی در استان تهران 34 درصد بود که نشان دهنده
رشد 60 درصدی مبتلایان به این اختلالات طی 9 سال است.

- مدیرکل دفتر پیشگیری بهزیستی: در ایران بیش از 2 میلیون معتاد وجود
دارد/ سن اعتیاد در کشور پایین آمده است.

- ...

آنچه در سطور فوق خواندید، بخشی از مسایل اصلی کشور است که نه توسط
دشمنان و بدخواهان و سیاه نمایان که در همین رسانه های خودمان و توسط
مسوولان و کارشناسان مطرح شده اند و با مروری بر تیترهای رسانه های کشور
به راحتی قابل دسترسی اند.

البته هیچ کشوری نیست که فاقد مشکلاتی مانند آنچه ذکر شد باشد، طبیعتا
همه مشکل دارند. اما مشکلی که از همه مهم تر است اینکه توجهات عمومی در
کشور ما از مسایل اصلی و مهم منحرف شده و به حاشیه ها رفته است.

به عنوان مشتی نمونه خروار ببینید در حالی که در کشور ما با مسایلی اصلی
نظیر آنچه آمد مواجه است، کشور درگیر چه مسایلی بوده است
اداره اماکن ورود زنان به سالن هایی که در آنها مسابقات فوتبال پخش
مستقیم می شود را ممنوع کرد
عادل فردوسی پور را در برنامه 90 حذف کنیم یا نه؟
شعار مرگ بر آمریکا سر بدهیم یا نه؟
تبانی در ورزش
عدم رای اعتماد به وزرا به این دلیل که در مورد اعتراضات 88 سکوت کرده اند
بحران اقتصادی بودجه آمریکا
حرف های تند مداح ها

۱۳۹۲ مهر ۲۲, دوشنبه

مخالفت فرشاد مومنی،مشاور اقتصادی موسوی با سیاستهای ارزی بانک مرکزی

فرشاد مومنی که به مخالفت با اقتصاد نئولیبرالی و تعدیل ساختاری شهرت
دارد، آنطور که سایت "بهارنیوز" گزارش داده، ضمن سخنانی از سخنان سیف و
سیاست های اقتصادی دولت جدید انتقاد کرده است.

فرشاد مومنی گفته است: "نئوکلاسیک‌های وطنی تا زمانی که ماجرای
شوک‌درمانی حامل‌های انرژی اتفاق نیفتاده بود، مدام مصاحبه می‌کردند که
شوک‌درمانی باید اجرا شود و حتی برخی از آنها شوک مزبور را کافی ندانسته
فرمان شوک هم‌زمان به نرخ ارز را هم صادر کردند. وقتی تاثیر آن دیده شد
گفتند اجرای آن اشکال داشته است نه خود طرح. این یک فرمول است که توسط
کارشناسان بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول ابداع شده است. اینکه وقتی
نتیجه سیاست‌های تعدیل مشخص شد، همه‌چیز را متوجه اجرای بد آن کنند.

مومنی افزوده است: "در اقتصاد رانتی عموما کسانی نماینده دارند و صدایشان
شنیده می‌شود که در کانون توزیع رانت قرار دارند. جدی‌گرفتن ملاحظات
توسعه اجتماعی و قایل‌شدن نوعی سیاست اجتماعی با چالش‌های جدی اقتصاد
سیاسی و مقاومت‌های شدید علیه آن مواجه است. تجربه تعدیل ساختاری در
۲۵سال گذشته و به‌خصوص در هشت‌سال گذشته مشکلات زیادی را برجای گذاشته.
در این دوره که دور باطل رکود تورمی در جریان بود، صدای دو گروه شنیده
نشد: یکی طبقات فرودست و عامه مردم و گروه دیگر تولیدکنندگان. اما در
مقابل صدای غیرمولدها زیاد به گوش می‌رسید. در دوره‌های رکود تورمی،
بی‌سابقه‌ترین تعرض به حقوق انسانی اتفاق افتاده است. نظام اقتصادی در
این دوره‌ها فقط مصالح غیرمولدها را در نظر می‌گیرد. وضعیت بدتر نیز در
این میان همان بود که در هشت‌سال گذشته بین غیرمولدها و دلال‌ها به
آنهایی بیشتر بها داده شد که به تجارت پول مشغول بودند".

او در مورد مواضع سیف هم گفته است: "چون خارج‌شدن از این دور رکود تورمی
مستلزم برخورد با منافع غیرمولدهاست که به یک فهم و اراده اجتماعی نیاز
دارد. در دولت اخیر هم گرچه رییس بانک مرکزی در اولین مصاحبه خود گفت که
به تعیین دستوری نرخ بهره آلرژی دارد؛ ترجمه این حرف در اقتصاد این است
که نرخ بهره هر چقدر بالاتر رود از نظر ایشان اشکالی ندارد و نباید دستور
به توقف آن داد. همین آقا وقتی نرخ ارز به‌صورت کاملا غیردستوری روند
نزولی پیدا می‌کند اعصاب خود را از دست می‌دهد که اگر از این پایین‌تر
بیاید تحمل نخواهیم کرد. خوب است بدانیم که بالارفتن نرخ بهره به چه کسی
سود می‌رساند و به چه کسی ضرر؟ تاجرانی که به تجارت پول مشغولند در این
شرایط سود می‌برند. اما اگر نرخ بهره پایین بیاید سطح تولید
تولیدکنندگانی بالا می‌رود که بحران نقدینگی دارند؛ عرضه کل افزایش پیدا
می‌کند، تورم پایین می‌آید، بیکاری کاهش می‌یابد. پس با نرخ پایین بهره،
عامه مردم و تولید‌کننده‌ها سود می‌برند و آنها ضرر می‌کنند. درمورد نرخ
ارز هم همین‌طور. رییس کل محترم می‌داند که اگر بخواهد از منافع مردم و
تولیدکننده‌ها دفاع کند در مقابل تاجران پول نمی‌تواند مقاومت کند. اما
اگر از منافع آنها دفاع کند چون مردم سازماندهی و صدای جدی در مراکز
تصمیم‌گیری ندارند، مشکلی پیش نمی‌آید".

۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

جشن مهرگان

مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است. این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود.
این جشن در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار میشود. زرتشتیان ایران و خارج از ایران آنرا در دهم مهر یا نزدیک ترین زمان به دهم مهر و یا پیش از آن برگزار میکنند.
این جشن در مهر روز آغاز می‌شود و شش روز به طول می‌انجامد و در روز رام روز به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن مهرگان عامه و اخرین روز جشن مهرگان خاصه نامیده می‌شود. در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره‌مزدا یاقوت را در روز نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده‌است و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد. مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند. مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ گویی، پیمان شکنی و نامهربانی کردن است. فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست
بسیاری واژه مهر را «عشق، دوستی» معنا می‌کنند نه «پیمان و قرارداد» زیرا انچه که میان روابط خانوادگی معنا دارد «عشق، دوستی» است و نه «پیمان و قرارداد». مهر به معنای فروغ و روشنایی نیز به کار رفته‌است، در نخستین سدهٔ میلادی میترائیسم در سراسر روم گسترش یافت و نقش نگاره‌های برجامانده تاکیدی از گسترش این آیین دارد.برخی از این نگارهای به جامانده نوشته‌ای دارند با عنوان «sol invictus» به معنای «خورشید همواره پیروز». این نوشته به معنی دیگری از مهر یا میترا، «خورشید» تاکیید می‌کند.
پیشتر مهرگان با نام بغ یادی، بگ یادی (bāgayādi) به کار می‌رفته‌است، بر این اساس برخی بخش نخست این نام را baga- «بغ، خدا» و بخش دوم را yāda- «ستایش» و در کل به معنی «خدایان ستایش» می‌دانند. میترا در میان ایرانیان با لقب «بغ» بیان شده، به همین جهت احتمال اینکه منظور از«بغ» در بخش نخست واژه همان «میترا» و احتمال اینکه بخش دوم صورت صرف شدهٔ از
yad به معنی «جشن» باشد در مجموع می‌توان آنرا «جشن بغ»، «جشن میترا» یا «جشن مهر» ترجمه کرد در تاریخ طبری چنین آمده‌است: فریدون سر بیوراسب (ضحاک) را با گرز سرخمیده‌ای بکوفت، پس او را به کوه دماوند برد و دست و بازویش را محکم ببست و به چاه افکند و فرمان داد که روز مهرماه مهروز را عید بگیرند. و این همان جشن مهرگان است.
مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر می‌شود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته‌اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین این حاکمان در این
زمان خراج و مالیات را از مردم می‌ستاندند و از این رو برای دولتهای عرب و ترک و مغول که بر ایران چیره شده و با فرهنگ آنان بیگانه بودند هم مهرگان رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دوره‌هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده‌است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته‌است. کومون خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب خود «آیین میترا» چنین می‌گوید: «.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می‌شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی» یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» می‌گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی‌خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.» انگونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگاره‌ها و متون باستانی و نوشته‌های مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی (مانند فردوسی،بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدیِ توسی، هرودوت، کتسیاس، فیثاغورث،...) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند جاحظ، رودکی، فرخی، منوچهری، سعد
سلمان،...) دریافته می‌شود، مردمان در این روز تا حد امکان با جامه‌های ارغوانی (یا دستکم با آرایه‌های ارغوانی) بر گرد هم می‌آمده‌اند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته شادباش» یا به قول امروزی، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشته‌اند. این شادباش‌ها را معمولاً با بویی خوش همراه می‌ساخته و در لفافه‌ای زیبا می‌پیچیده‌اند. در میان خوان یا سفره مهرگانی که از پارچه‌ای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود، گل «همیشه شکفته» می‌نهادند و پیرامون آنرا با گل‌های دیگر آذین می‌کردند. امروزه نمی‌دانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی بخصوص بوده‌است یا نام عمومیِ گل‌هایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا می‌مانند.
در پیرامون این گل‌ها، چند شاخه درخت گز، هوم یا مورد نیز می‌نهادند و گونه‌هایی از میوه‌های پاییزی که ترجیحاً به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه می‌شد. میوه‌هایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بوداده‌ها همچون تخمه و نخودچی. دیگر خوراکی‌های خوان مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه «هَـئومَـه/ هوم» که با آب یا شیر رقیق شده بود،فراهم می‌شد و همه باشندگان جشن، به نشانه پیمان از آن می‌نوشیدند. نانِ مخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهیه می‌گردید. غله‌ها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمه‌های سفره مهرگان عبارت بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنی‌های محلی و بوی‌های خوش مانند گلاب. آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبی‌های گروهی می‌پرداخته‌اند. سرودهایی از مهریشت را با آواز می‌خوانده و اَرْغُـشت می‌رفته‌اند (می‌رقصیده‌اند). شعله‌های آتشدانی برافروخته پذیرای خوشبویی‌ها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) می‌شد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش می‌شوند.از آنجا که نشانه‌های بسیاری، همچون تندیس‌ها، کتیبه‌ها و سنگ‌نگاره‌ها (از جمله نگاره‌های میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت می‌کند؛ بعید نیست که «سماع»های عارفانه پیروان طریقه «مولویه» در شهر قونیه امروزی، ادامه دیگرگون شده همان ارغشت‌های میترایی باشد. در پایان مراسم، شعله‌های فروزان آتش، نظاره‌گر دستانی بود که بطور دسته‌جمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمان‌های گذشته، در هم فشرده می‌شدند.

منابع:
www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=10563
تاریخ طبری
جشن میتراکانا، جشن مهرگان

۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

تاکید رییس بانک مرکزی دولت روحانی بر کنترل دستوری نرخ ارز

امروز دوم شهریور یکهزار و سیصد و نود و دو است و بانک مرکزی به ریاست
سیف در دوران ریاست جمهوری روحانی و بر خلاف یکی از شعارهای انتخاباتی وی
قصد دارد تا بر ادامه تأمین کسری بودجه عمومی از محل فروش ارز در بازار
آزاد کسب درآمد نماید.اقدامی که با توجیه منطقی بودن نرخ 29000 ریالی هر
دلار بعنوان کف قیمت و تصمیم وی بر تثبیت این کف قیمت نیز برعکس شعار
چند روز قبل وی ، و قبل از ریاست بر بانک مرکزی یعنی اجازه به شناور بودن
و تک نرخی شدن ارز خواهد بود و در مسیر خطای روسای سابق وی ..
براستی کدام منطق معادله بازار توجیه گر این است که اقتصاد ایران و پایه
پول ملی باید بی ارزش ترین واحد پولی جهان بماند؟ این بهانه که با این
کار صادرات بیش از واردات خواهد بود هم شوخی مضحکی بیش نیست چه یسا که
مشکل صادرات ما در تفاوت تکنولوژی محصولات وطنی در قیاس محصولات دیگر
کشورها است نه در تفاوت ارزی.. و واردات در این حجم هم بیشتر بدلیل همان
نبود تکنولوژی و کارخانه و کیفیت در رابطه با تولید محصولات در داخل
کشور! بعنوان نمونه با وجود تولید لوازم خانگی در داخل کشور و برغم کمتر
بودن بهای آنها در مقایسه با برند های خارجی ، اکثر ایرانیان از محصولات
شرکت های خارجی استفاده میکنند حال آنکه تکنولوژی این محصولات چندان هم
پیچیده نیست..
این موضوع که مسؤلین اقتصادی مردم را بی سواد و جیگر فرض میکنند گویی حتی
در دولت تدبیر و امید نیز ادامه خواهد یافت و در بر همان پاشنه فدای
منافع اکثر مردم مزد بگیر و کم بضاعت که پشتیبان اصلی نظام بوده اند در
مقابل منافع اقلیت رانت خواری که خود و خانوادشان در خارج از مرزها و در
سرزمین دشمنان همواره در حال تحصیل و تجارت و تفریح هستند خواهد چرخید!
این تصمیمات نشان میدهد که همچنان توده را همچون گوسفند چه در عروسی و چه
در عزا سر میبرند وتغییر سیاستمردان و جناحها در دوران بعد از انقلاب هیچ
ثمر و فایده ای برای عوام نداشته است و تنها در زمان انتخابات است که سخن
از منافع مردم مطرح است و پس از آن همچنان برخی از برخی دیگر برابرترند!

۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

به مناسبت سالروز درگذشت یار مصدق و بنیانگذار نهضت آزادی طالقانی:معترض همیشگی قدرت مطلقه

سید محمود علایی طالقانی، سیاست‌مدار از فعالین نهضت ملی شدن نفت و نهضت
مقاومت ملی، از بنیانگذاران جبهه ملی دوم، از بنیانگذاران نهضت آزادی
ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از
انقلاب. طالقانی را با آن صدای خس خس سرفه ها، با آن سیگارت هما فیلتر
دار، با آن نشستن بر روی زمین در مجلس خبرگان قانون اساسی، با نهیبی که
در نماز جمعه زد و گفت «می دانم چرا با شورا مخالف اید» و با آن سیمای
مهربان و سینه بی کینه که از پی سال ها مشقت هیچ انتقامی را بروز نمی
داد.
تا پیش از ارتحال امام خمینی تاریخ ایران تشییع جنازه ای به شکوه وداع با
پیکر طالقانی به خود ندیده بود. چندان که مراسم تدفین در روز نخست امکان
پذیر نشد و به روز بعد موکول شد.
طالقانی با بطن و متن جامعه رابطه داشت و قهرمان ملی - تختی - سراغ او می رفت .
وی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع الاول ۱۳۲۹
قمری) در خانواده‌ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد
طالقان دیده به جهان گشود، پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی
بود. در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج می‌کند.
تحصیلات ابتدایی را نزد پدر آغاز کرد و پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه
قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد. در سال ۱۳۱۷ پس از
گذران تحصیلات در مدرسه فیضیه و رضویه قم از عبدالکریم حائری یزدی اجازه
نامه اجتهاد دریافت و در سال ۱۳۱۸ برای تدریس در مدرسه سپهسالار راهی
تهران شد.
طالقانی یکی از مخالفان فعال حکومت پهلوی بود و در موقعیت‌ها و شرایط
مختلف به مخالفت با رویه‌های جاری در حکومت دودمان پهلوی پرداخت و چندین
بار در پی دستگیری روانه زندان شد. طالقانی از طرفداران دکتر مصدق و از
اعضای جبهه ملی بود و در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد به فعالیت در نهضت
مقاومت ملی پرداخت او در سال ۱۳۳۹ جزء هیات موسس جبهه ملی دوم بود و در
کنگره ۱۳۴۱ جبهه ملی از سوی شرکت کنندگان در کنگره به عضویت در شورای
مرکزی انتخاب شد . طالقانی سخنرانی افتتاحیه کنگره جبهه ملی ایران را
انجام داد. او همچنین در سال ۱۳۴۰ به اتفاق مهندس بازرگان و دکتر سحابی
نهضت آزادی ایران را بنا نهاد و تا پایان عمر عضو این مجموعه بود .
او در دوره‌های مختلف و شرایط گوناگون نظیر نهضت ملی شدن نفت ، نهضت
مقاومت ملی ، کودتای ۲۸ مرداد، وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به مخالفت علنی با
رویکردهای جاری حکومت پهلوی پرداخت و همچنین بارها به دلایل مختلف نظیر
پنهان کردن سید مجتبی نواب صفوی که در آن زمان فراری محسوب می‌شد یا
ارائه آموزش‌های مذهبی و مبارزاتی و انتشار اعلامیه‌های اعتراضی به تبعید
و زندان محکوم شد.
وی پس از پیروزی انقلاب ایران در بهمن ۱۳۵۷ سمت های مختلفی را بر عهده
گرفت. نخست، پس از ترور مرتضی مطهری، ریاست شورای انقلاب اسلامی را عهده
دار شد و پس از آن، با رای مردم تهران در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان نماینده
این شهر راهی مجلس خبرگان قانون اساسی شد و در مرداد همان سال به عنوان
امام جمعه تهران منصوب شد و تا قبل از مرگ ۵ نماز جمعه را برگزار کرد

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

نهم شهریور سالگرد درگذشت فرهاد مهراد! یاد و خاطرش گرامی باد!

نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد.
اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به "تقليد از بزرگترها" متهم مي شد.
سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند.چندی بعد يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند.
با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود.
عمراین تمرينات از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:"ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد."
و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد.
در سالهای مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند.
اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند.و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند.
پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند.
گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند.
وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد.
مدتي بعد فرهاد فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند و براي اولين بار در سال 42 راهي برنامه تلويزيوني "واريته استوديو ب " ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد.
مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله "اطلاعات جوانان" در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد.
در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و قرار ميگيرد.
از سال ۴۵ همكاري فرهاد با "black cats" در كلاب كوچيني آغاز ميشود. شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار)،حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت) و فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گیتار و پیانو.
منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:"فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد."
در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه "اگه يه جو شانس داشتيم" يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم "بانوي زيباي من" شنيدند.
پس از مدتی فرهاد، از بلک کتز جدا و برای دیدار خواهرش راهي انگلستان ميشود. در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد يكي از تهيه كنندگان سرشناس انگليسي به سراغ او مي آيد و پيشنهاد انتشار آلبومي با صداي فرهاد را مطرح ميكند.
اما بيماري فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصي باعث ميشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقي بماند و سفر 2 ماهه بيش از يكسال طول بكشد.
پس از بازگشت به ایران فرهاد باز هم با گروه بلک کتز برای مدت کوتاهی همکاری می کند. سال 48 فرهاد ترانه "مرد تنها" ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم "رضا موتوري" ميخواند.
ترانه "مرد تنها" كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود.
چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از "مرد تنها" تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي "جمعه"،"هفته خاكستري"،"آيينه ها"(51-1350)را خواند.
و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي "شبانه1" ،"خسته"، "سقف"،"گنجشگك اشي مشي"،"آوار"،"شبانه2" با اشعاري از احمد شاملو، شهيار قنبري و ایرج جنتی عطایی و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند.
يك روز بعد از انقلاب در ايران يعني در روز 23 بهمن 1357 مرحوم سياوش كسرايي ترانه وحدت را به اسفنديار منفردزاده مي سپارد و در همان روز صداي فرهاد در ستايش آزادي و آزادگي در تلويزيون ملي طنين انداز شد.
سالهايي كه وحدت هم مجوز ميخواست:
پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابي ،از ادامه كار منع و تقاضاهاي چندباره او براي انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همين سالها كه حتي از انتشار مجدد ترانه "وحدت" به بهانه "تكراري بودن" جلوگيري مي شد شخص با نفوذي بدون كسب مجوز ازخواننده،آهنگساز يا شعراي اين ترانه ها آلبومي با نام وحدت و با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را راهي بازار كرد.
بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد،"خواب در بيداري"،مجوز انتشار دريافت كرد و تبديل به پر فروش ترين شد.
پس از انتشار "خواب در بيداري" ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدي خود در ايران نا اميد شده بود در سال 1376 آلبوم "برف"را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر كرد، اين آلبوم يك سال بعد در ايران اجازه انتشار یافت.
چندی پس از آن، فرهاد درصدد تهيه آلبومي با نام "آمين" كه ترانه هايي از كشورها و زبانهاي مختلف را در خود جاي ميداد ،برآمد.

از مهر ماه 1379 بيماري فرهاد جدي شد،اما فرهاد از حركت بازنايستاد. آن
روزها هيچ چيز جز مرگ نمي توانست او را از تهيه آلبوم " آمين" بازدارد
،كه بازداشت… فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و
در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در
فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن
۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه (قطعه ۱۱۰، ردیف ۷، سنگ
۲۳) در پاریس دفن شد.

در وبسایت ویکی پدیا در شرح زندگی فرهاد آمده است:فرهاد از خوانندگان راک ایرانی بود و نخستین آلبوم راک اند رول ایران رامنتشر کرد.
او به عنوان یکی از سیاسی‌ترین خوانندگان ایران شناخته می‌شود. فرهاد در اوایل دهه ۱۳۵۰ شعرهایی با مضامین سیاسی می‌خواند و مدتی زندانی سیاسیبود.فرهاد بعداً از انقلابیون شد و در زمستان ۱۳۵۷ ترانه انقلابی «وحدت»را خواند، اما پس از انقلاب تا سال ۱۳۷۲ از ادامه کار منع شد.
 با وجود آنکه فرهاد در زمان حیات مورد غضب جمهوری اسلامی ایران بود اما پس از فوتش ترانه هایش بارها همراه با تصاویری از رهبران و شهیدان انقلاب از صدا و سیما پخش گردید و حتی حکمی که در مرداد سال قبل مبنی بر عدم پخش آثارش و بنا بر درخواست خانواده اش از سوی دادگاه صادر شده بود نیز نتوانسته مانع این اقدام صدا و سیما شود. آثاری که در زمان حیات اجازه اجرا در داخل کشور را نداشتند.
او پس از لغو یکی از کنسرتهایش در تهران در ساعاتی قبل از اجرا با اجاره یک وانت و پشت همان وانت و جلوی همان تالار اقدام به خواندن و نواختن آهنگهایش نمود تا تعهد خود را به علاقه مندانش باری دیگر نشان دهد..
بنده افتخار آنرا داشتم که در نوجوانی دیداری با این اسطوره موسیقی داشته باشم،دیداری که قرار بود منجر به آموزش موسیقی من و افتخار شاگردی وی گردد .. اما حیف که اجل مهلتش نداد.
منابع:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AF
http://www.farhadmehrad.org/fa/bio.htm

۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه

جشن شهریورگان

شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بوده
است و از شمار جشن‌های آتش است. روز چهارم از هر ماه به نام شهریور
می‌باشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان می‌باشد.

به موجب یزدان‌شناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان
شش گانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این
نام در اوستا خشتر وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء
دوم به معنی آرزو شده می‌باشد پس رویهم به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده
و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است.

چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند
در جهان مینوی نمایندهٔ قدرت و شهریاری مطلقهٔ اهورامزدا و در زمین
نگاهبانی و سرپرست فلزات و جنگ ابزارها و سلاح‌ها بدو محول است. ما نمی
دانیم چرا شهریورگان از شمار جشنهای آتش به شمار می‌رفته است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

هاشمی و تداعی تلخ این عکس و این خاطره! آنچه هاشمی برای صباغیان و سحابی در مجلس پسندید امروز دیگران برایش میپسندند.

روزنامه بهار در مطلبی درباره تهمت ها و توهین های وارده به هاشمی و
خانواده اش در صحن علنی مجلس نوشت:

همین دیروز یک نماینده با کسوت روحانیت بار دیگر به فرزند او در مقابل
دهها میلیون بیننده که از طریق گیرنده تلویزیون‌های خود جلسه علنی مجلس
را به طور زنده مشاهده می‌کردند، تهمت دزدی زد! خیلی راحت. آن هم در
مملکتی که مدیران مسئول رسانه‌هایش در تیراژهای اندک چند هزار نسخه‌ای،
به خاطر چاپ نام یک متهم عادی قبل از حکم دادگاه، به محکومیت جزایی دچار
شده‌ و می‌شوند، چون قانون این را می‌گوید که حتی در صورت محکومیت یک
متهم در دادگاه، کسی و رسانه‌ای حق انتشار نامش را تا قبل آن حکم ندارد.
اما پارادوکس گیج‌کننده آنجاست که در همین مملکت و بدون هیچ حکم محکومیت،
تشکیل دادگاهی و حتی ابلاغ رسمی اتهامی، در مقابل میلیون‌ها بیننده رسانة
ملی‌ات و در خانه‌ملت‌ات، نامت و نام خانوادگی‌ات را قهرمانانه و
طلبکارانه ببرند و با صدای رسا بانگ برآرند که ایهاالناس: اینها دزدند،
دله دزدند، فتنه‌گرند، جاسوسند و….! سالهاست «کک» کسی هم نمی‌گزد، همان
گونه که دیروز کک کسی نگزید و رییس مجلس به یک تذکر ساده اکتفا کرد؛
همین!

… این تلخی و چرخ روزگار، هاشمی و هاشمی‌ها را گاهی اوقات در
تنهایی‌هایشان به این فکر فرو ببرد که تاوان کشت و زرع گذشته خود را
نمی‌دهند. برای مثال آقای هاشمی، آیا تاوان نوع مدیریت و بناگذاری نوع
تعامل با منتقدان در مجلس شورای اسلامی (دوره اول) را که ریاستش را
برعهده داشت، نمی‌دهد؟

خاطره و عکس زیر گواه تلخی و پی‌گذاری بدعت‌های ناروا در مجلس است که
حالا دامان همان روحانی جوان و خندان در سمت راست تصویر زیر در جایگاه
ریاست مجلس دوره اول را گرفته است! در این تصویر عبرت‌آموز، هاشمی در چهل
و چند سالگی گذر عمر می‌کرد و حالا اما در هشتاد سالگی است. با این تفاوت
که حالا رییس‌ مجلس نهم، حتی نامه فرزند متهم شده به «دله دزد» بودنش را
هم نمی‌خواند و به قرائت چند سطر بی‌اثرش اکتفا می‌کند! اینجاست که هاشمی
یقننا این عکس و این خاطره مرحوم سحابی را هرگز دوست ندارد. نه ببیند و
نه بخواند؛ اما شما ببینید و بخوانید و …!

مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی در خاطرات خود از یک جلسه مجلس دوره اول
نوشته است: «آبان، پیش از پایان نطق پیش از دستور آقای صباغیان، در حالی‌
که یکی‌ دو دقیقه از وقت ایشان باقی بود، ناگهان در مجلس جنجال به‌پا شد
و یکی از روحانیون مجلس به‌نام آقای قره‌باغی نماینده ارومیه، از جای خود
برخاست و فریاد زد که "نگذارید این لیبرال‌ها حرف بزنند" و به‌ طرف
تریبون حرکت کرد تا صباغیان را از تریبون به پایین بکشد.

صباغیان در مقابل وی مقاومت کرد ولی روی او دست بلند نکرد. در همان حال،
عده‌ای فریاد برآوردند که دارند قره‌باغی را کتک می‌زنند. از آن‌ طرف،
مهندس معین‌فر نیز از جای خود برخاست تا به کمک صباغیان برود ولی هنوز به
جلوی تریبون نرسیده، عده‌ای از نماینده‌ها بر سر وی ریختند. آقای هاشمی
هم که ریاست مجلس را بر عهده داشت، ساکت و آرام و با لبخند و بسیار
خونسرد به جریان نگاه می‌کرد. مهاجمان علاوه‌ بر ایراد ضرب و جرح و کتک‌
زدن معین‌فر و صباغیان، فحش‌های رکیک و ناموسی هم به آنها می‌دادند. از
جمله مهاجمان آقایان هادی غفاری، اسدی‌نیا، دهقان و … بودند. تعداد آنها
پنج نفر بود.

مکالمات آن روز مجلس، طبق معمول از رادیو پخش می‌شد و اتفاقا فرزندان
آقای معین‌فر که از طریق رادیو به مذاکرات گوش می‌دادند، آن را روی نوار
ضبط کردند. آقای هاشمی در جریان آن زد و خورد و در حالی‌که معین‌فر زیر
مشت‌ و لگد آقایان قرار داشت، فقط می‌گفت آقایان خونسردی خود را حفظ کنید
و تنها در یک جا با صدای بلند فریاد زد که "آن اسلحه را بگذار توی جیبت!"
یعنی معلوم بود که در آن‌ میان، یکی از افراد اسلحه هم کشیده بود. این در
حالی بود که در صحن مجلس کسی نیابد با اسلحه حاضر می‌شد!

آنچه روز جمعه‌ آن هفته اتفاق افتاد، از اصل موضوع مهم‌تر بود. در روز
جمعه آن هفته، آقای هاشمی‌ رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه گزارش واقعه
را بیان کردند ولی گزارش آقای هاشمی، خلاف واقع بود. در آنجا آقای هاشمی
گفت که صباغیان بیشتر از وقت قانونی صحبت کرد و ما به وی اخطار کردیم ولی
ایشان گوش نداد و یکی از آقایان که می‌خواست صحبت کند، به پای تریبون
آمد. درحالی‌که همه آنها خلاف حقیقت بود ….»

آن نماینده‌های تندروی آن روز یعنی هادی غفاری بعدا اصلاح‌طلب شد و عادل
اسدی‌نیا «نماینده اهواز» هم به خارج رفت، مقیم اروپا شد و ضدانقلاب شد!
و… اما مهندس سحابی و صباغیان با همه سختی‌هایی که در این سه دهه متحمل
شدند، در ایران ماندند و بر همان عقیده و مرام اولیه‌اشان اصرار ورزیدند.
سحابی دو سال پیش دارفانی را وداع گفت و دختر مظلومش؛«هاله» هم در مراسم
تشییع پدرش آنگونه جان سپرد و صباغیان، معین‌فر، یزدی و … همچنان در
تهران زندگی می‌کنند همچون هاشمی وارد دهه هشتم عمر شده‌اند. آنها البته
و به احتمال زیاد روز دوشنبه که مثل میلیون‌ها ایرانی، شاهد هتاکی و
افترازنی آن نماینده، به هاشمی و خانواده‌اش بودند با خود شعر خاقانی را
زمزمه می‌کردند که:

هان ای دل عبرت بین/ از دیده نظر کن هان!

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

معتدل ترین اظهار نظر از در بعد از انتخابات سال نود و دو از زبان سرلشکر فیروز آبادی رییس ستاد کل نیروهای مسلح

سردار فیروز آبادی در حاشیه مراسم آغاز به کار سازمان سینمایی و هنرهای
نمایشی و سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس که صبح امروز چهارشنبه 16
مردادماه در سالن کوثر سازمان عقیدتی ـ سیاسی ارتش برگزار شد با بیان
آنکه مجلس شورای اسلامی برای تشکیل دولت جدید باید مدرس‌وار عمل کند.
خاطر نشان ساخت:نیروهای مسلح برای کسب درآمد و گرفتن کار مردم به صحنه
نیامدند و خود را رقیب مردم و تولیدکنندگان داخلی نمی‌بینند. آنها
امکانات خود را به دولت ارائه می‌کنند تا هر کجا که پیمانکاری نبود و
دسترسی به امکانات اجرایی وجود نداشت و یا اجرای کاری برای نیروهای داخلی
به صرفه نبود، با خدمتی بسیجی‌وار به انجام آن کار بپردازند و هرگاه که
دولت نیازی به این امکانات حس نکند نیز این امکانات به درون نیروهای مسلح
بازمی‌گردد، کمااینکه امروزه صنعت دفاعی و مهندسی نظامی و پدافند غیرعامل
ما در اوج است.
فیروزآبادی تاکید کرد: همه مردم باید مرزهای اسلام، فرهنگ و استقلال
ملی‌مان را حفظ کنند که در این میان نیروهای مسلح، روحانیت و جامعه هنری
هر کدام عهده دار حراست از مرزهایی هستند که برای آنها تعریف شده است.
بنده به نوبه خود از درایت و گستردگی افق دید ایشان در شرایط نفس گیر و
سخت کنونی تشکر میکنم.

۱۳۹۲ مرداد ۱۳, یکشنبه

یاسر قنبرلو در توصیف تمام شدن دوره احمدی نژاد میگه:



سهم ما فيلم هاي هندي بود
مـُـســـتند ها به ما نيامده است
ما كجا و دوازده تا صـــفر !
اين عدد ها به ما نيامده است

مثل اين بي سوادها شده ام
بايد از چند بــشمرم تا چند ؟
ــ دوستان ــ قبل از آخر ِ پاييز
جوجه ها را يكي يكي كـشتند

بخت ِ ما رفته بود برگردد
بخت ِ ما رفته بود مهماني
هـفـت سال است برنمي گردد
از سفرهاي بين ِ استاني

سهم ما ، بوسه هاي در كوچه
سهم ما ، حــســرتي كه بايد خـورد
چند صـِـفــر است ، بعد ِ چند عدد
كه تو را زير ِ سقف خواهد برد !؟

چاه ، بسيار و سنگ افتاده
دست ِ يك مشت ، مست و ديوانه
ما كجا و دوازده تا صفر !
سهم ما ، عادتي ست ماهانه ...

۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

اسکندر دوم برای بار دوم سرزمین هخامنشیان را به آتش کشید

نحسی حضور دولت  و مشایی علیرغم سر دادن شعار (صرفا شعار) مکتب ایرانی در آخرین ساعات نیز دست از سر ایران و افتخارات ایران و آثار ایران و میراث ایران بر نداشت چنانچه در میان بهت همه علاقه مندان به وطن و تنها به خاطر بی مبالاتی مسولین میراث فرهنگی و شانه خالی کردن از تامین هزینه های یک رفتگر،باور کنید فقط یک رفتگر،معبد آپادانا چند بار متوالی و بر اثر گرمای هوا و انباشت زباله و شاخ و برگ به آتش کشیده شد!
در رسانه ها به ظرافت عنوان شده که اسکندر دوم برای بار دوم سرزمین هخامنشیان را به آتش کشید.
در این نوشته کار به هیچ یک از فساد ها و تباهی ها و گرانی های دولت فخیمه ندارم این که درآمد افسانه ای معادل درآمد صد سال اخیر کشور را به باد دادند و در این بین هر چه حلال خور را به فقر بردند هم کار ندارم.این که از معادن زنجان و کرمان و... انواع فلزات با ارزش همچون طلا استخراج و صادر میشود و بعد مردم چندین برابر قیمت آن را باید دلار بدهند و از خارج بخرند تا دولت هم عوارض و مالیات دوباره بگیرد و هم در لابی گری ارز گران به مردم بفروشد هم کار ندارم.من به اینکه سهم آنهایی که درون باند دولت نیستند از تمام ذخایر و منابع و معادن ایران حتی یک داروی بیهوشی هم نمیتواند باشد هم کار ندارم.به سهم فلسطین و لبنان از همان منابعی که به من متعلق نیست هم کار ندارم.
اما به اینکه دولت با وجود تمام بذل و بخشش هایش،با وجود تمام مسافرت های بی خاصیتش،با وجود میلیاردها خانه سازی برای ونزوءلا و گینه و .. هزینه یک کارمند خدماتی را حاضر نشده برای جلوگیری از همچین ضایعه ای تقبل کند کار دارم!
دولتی که برای مساله چنین پیش پا افتاده ای تدبیری نمیکند و در عین حال ادعای مدیریت جهان میکند به تصور من هدفی غیر از سر کار گذاشتن مردم ندارد.
واقعا خوشحالم که این کابوس امروز تمام شد!