وبلاگی در مورد علایق شخصی و نقطه نظرات در تمامی زمینه ها که سعی در آن است تا حق کپی رایت در نوشته ها و پست ها و مطالب آن رعایت شود.
۱۳۹۲ مرداد ۱۳, یکشنبه
۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه
اسکندر دوم برای بار دوم سرزمین هخامنشیان را به آتش کشید
نحسی حضور دولت و مشایی علیرغم سر دادن شعار (صرفا شعار) مکتب ایرانی در آخرین ساعات نیز دست از سر ایران و افتخارات ایران و آثار ایران و میراث ایران بر نداشت چنانچه در میان بهت همه علاقه مندان به وطن و تنها به خاطر بی مبالاتی مسولین میراث فرهنگی و شانه خالی کردن از تامین هزینه های یک رفتگر،باور کنید فقط یک رفتگر،معبد آپادانا چند بار متوالی و بر اثر گرمای هوا و انباشت زباله و شاخ و برگ به آتش کشیده شد!
در رسانه ها به ظرافت عنوان شده که اسکندر دوم برای بار دوم سرزمین هخامنشیان را به آتش کشید.
در این نوشته کار به هیچ یک از فساد ها و تباهی ها و گرانی های دولت فخیمه ندارم این که درآمد افسانه ای معادل درآمد صد سال اخیر کشور را به باد دادند و در این بین هر چه حلال خور را به فقر بردند هم کار ندارم.این که از معادن زنجان و کرمان و... انواع فلزات با ارزش همچون طلا استخراج و صادر میشود و بعد مردم چندین برابر قیمت آن را باید دلار بدهند و از خارج بخرند تا دولت هم عوارض و مالیات دوباره بگیرد و هم در لابی گری ارز گران به مردم بفروشد هم کار ندارم.من به اینکه سهم آنهایی که درون باند دولت نیستند از تمام ذخایر و منابع و معادن ایران حتی یک داروی بیهوشی هم نمیتواند باشد هم کار ندارم.به سهم فلسطین و لبنان از همان منابعی که به من متعلق نیست هم کار ندارم.
اما به اینکه دولت با وجود تمام بذل و بخشش هایش،با وجود تمام مسافرت های بی خاصیتش،با وجود میلیاردها خانه سازی برای ونزوءلا و گینه و .. هزینه یک کارمند خدماتی را حاضر نشده برای جلوگیری از همچین ضایعه ای تقبل کند کار دارم!
دولتی که برای مساله چنین پیش پا افتاده ای تدبیری نمیکند و در عین حال ادعای مدیریت جهان میکند به تصور من هدفی غیر از سر کار گذاشتن مردم ندارد.
واقعا خوشحالم که این کابوس امروز تمام شد!
۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه
۱۳۹۲ تیر ۳۰, یکشنبه
تحریف در ترجمه برنامه های صدا و سیما
در برنامه پنج شنبه شب 27 تیرماه 1392 و در برنامه ای که تحت عنوان جشن رمضان از شبکه پنج سیما به روی آنتن رفت و طی آن مجریان برنامه همچون آقای نظری میزبان خانمی میانسال و آلمانی الاصل ساکن ایران بودند که ایشان مسلمان شده بودند و به زبان انگلیسی خاطرات زندگی خود را بیان میکردند.بانوی دیگری نیز در برنامه حضور داشتند که زحمت ترجمه گفته های ایشان را برای بینندگان میکشیدند.اما در کمال ناباوری ایشون سخنانی را که تحت لوای ترجمه به خورد مخاطب میدادند کاملا متفاوت بود از آنچه که میهمان برنامه شرح میداد. به عنوان نمونه در بخشی از برنامه مجریان از ایشون سوال کردند که آیا نان در کشور شما مانند ایران محترم شمرده میشود؟ ایشون توضیح داد که ما 20 نوع نان در آلمان داریم و اگر شما به نانوایی برید برخلاف آنچه تو ایران هست به شما احترام میزارند و نان بنحوی پخته میشه که تا یکی دو روز تازه میمونه اما.. در کمال ناباوری بنده، که آشنایی مختصری به زبان انگلیسی و .. دارم مترجم این جمله را چنین ترجمه کردند که بله در آلمان هم مثل ایران خیلی نان مورد احترام است و ما در آلمان 20 نوع نان داریم!در ترجمه تمام گفته های ایشون همین روند تحریف با وقاحت تمام ادامه یافت بی انکه مسئولین برنامه پیش خود فکر کنند که ممکن است برخی از مردم به زبان انگلیسی آشنا باشند و آن وقت این تشت رسوایی دروغ و حیله آنهم در برنامه ای تحت عنوان جشن رمضان به زمین بیافتد آنهم در صورتی که هیچ حرف سیاسی یا نقدی از ایران یا مسئولین یا برنامه ها و ... صورت نگرفته بود و این مهمان آلمانی تنها زبان به تمجید وانکرده بود!
براستی این روند ثابت تحریف در ترجمه که علی الخصوص در شبکه خبر امری مرسوم گشته است میتواند به اعتماد مخاطب لطمه ای اساسی وارد کند، چنانچه فرضا " بنده اگر کوچکترین اعتمادی به رسانه ملی داشتم با مشاهده این وارونه نمایی اعتماد خود را به" تمامی" برنامه و اخبار و .. این رسانه میلی از دست دادم!
من که نفهمیدم این تحریف چه نفعی برای برنامه سازان جشن رمضان داشت!؟
براستی این روند ثابت تحریف در ترجمه که علی الخصوص در شبکه خبر امری مرسوم گشته است میتواند به اعتماد مخاطب لطمه ای اساسی وارد کند، چنانچه فرضا " بنده اگر کوچکترین اعتمادی به رسانه ملی داشتم با مشاهده این وارونه نمایی اعتماد خود را به" تمامی" برنامه و اخبار و .. این رسانه میلی از دست دادم!
من که نفهمیدم این تحریف چه نفعی برای برنامه سازان جشن رمضان داشت!؟
۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه
بازخوانی ترانه های قبل از انقلاب توسط خوانندگان نوظهور از رسانه ملی
در برنامه روز تیرگان رادیو هفت آهنگی از آقای امیر کهکشانی پخش شد به نام تابستون که در اصل متعلق به هم آوایی دو خواننده بسیار محبوب قبل از انقلاب و البته مغضوب بعد از انقلاب میباشد. عرض بنده این نیست که چرا ترانه ای که بنا بر فرمایش انقلابیون خوانندگانش مهدور الدم بوده اند از رسانه ملی پخش شده است بلکه میخواهم عرض کنم که چرا کپی رایت را در مورد ترانه ها رعایت نمیکنیم. و اینکه این تب که برخی ترانه های قبل از انقلاب را بی کم و کاست از رسانه ملی اجرا میکنند آیا از نظر مهندس ضرغامی اشکالی ندارد؟
اگر این ترانه ها اشکالی ندارند که چرا باید آقای کهکشانی آنرا بازخوانی کنند خوب خود ترانه را مستقیم و بدون واسطه برای بینندگان پخش نمایند.
دم خروس پیدا است .... لا اقل دیگر قسم حضرت عباس نخورید!
اگر این ترانه ها اشکالی ندارند که چرا باید آقای کهکشانی آنرا بازخوانی کنند خوب خود ترانه را مستقیم و بدون واسطه برای بینندگان پخش نمایند.
دم خروس پیدا است .... لا اقل دیگر قسم حضرت عباس نخورید!
اشتراک در:
پستها (Atom)
